
![]() |
![]() |
|
| سلام علیکم ... به وبلاگ سيد خوش آمديد |
|
تصاویری از تئاتر خبر ساز ” مانیفست چو”
کاربر گرامی شما تیتر این خبر را انتخاب فرمایید!
آیا این تصاویر که از نمایشی در تالار چهارسو تئاتر شهر میباشد با فرهنگ ملی ، اسلامی ما مطابقت میکند؟ آیا........ آیا..... و آیا این خود ترویج فرهنگ غرب زدگی نیست؟ و آیا دوستان اینگونه میخواهند با فرهنگ بد حجابی و غرب زدگی مبارزه کنند؟!!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 18:11 توسط سيد حجت |
|
|
شرط استخدام يك شركت! یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت. پرسش این بود: شما در یک شب طوفانی در حال رانندگی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس میگذرید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند.
شما میتوانید تنها یکی از این سه نفر را سوار کنید. کدام را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را شرح دهید. اگر شما بوديد چه پاسخي مي داديد؟ قاعدتاً این آزمون نمیتواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خودش را دارد: پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.. شما باید پزشک را سوار کنید، زیرا قبلاً جان شما را نجات داده است و این فرصتی است که می توانید جبران کنید. اما شاید هم بتوانید بعداً جبران کنید. شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار کنید، زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا کنید. از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند، شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود: سوئیچ ماشین را به پزشک میدهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم منتظر اتوبوس میمانیم!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 16:2 توسط سيد حجت |
|
|
پيش از ظهر امروز، يك خبر فوري با عنوان "عماد مغنيه پا به جهان گذاشت" در صدر اخبار شبكه تلويزيوني "المنار" لبنان قرار گرفت. به گزارش فارس، هنوز چند ساعت از اعلام خبر به دنيا آمدن نوه شهيد عماد مغيه، فرمانده ارشد حزبالله نگذشته بود، كه اين خبر دهان به دهان در ميان تودههاي مختلف مردم لبنان منتشر شد. پيش از ظهر امروز، خبري فوري با عنوان "خداوند امروز يك نوه پسر، روزي شهيد عماد مغنيه كرد" در صدر اخبار شبكه تلويزيوني المنار قرار گرفت. بنا به گفته منابع آگاه، خانواده اين نوزاد، وي را همنام پدربزرگش "عماد" نام نهادند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 8:28 توسط سيد حجت |
|
|
رئيس موساد ترور شد
بر اساس اين منابع ترور وي از طريق يك انفجار در اردن و در شرايطي كه وي در اين كشور به سر ميبرده صورت گرفته است، البته درباره كشته شدن يا زنده بودن وي در اين ترور اخبار متناقضي مخابره ميشود.
رئيس سازمان جاسوسي رژيم اسرائیل كه اين روزها به علت هراس از انتقام حزبالله لبنان در ترور حاج عماد مغنيه يكي از رهبران اين حزب تحت تدابير شديد امنيتي قرار داشت، سرانجام در اردن هدف قرار گرفت. به گزارش فارس به نقل از پايگاه صهيونيستي فيلكا، منابع خبري از ترور "مئير داگان" رئيس سازمان جاسوسي رژيم اسرائیل (موساد) در امان پايتخت اردن خبر دادند. بر اساس اين منابع ترور وي از طريق يك انفجار در اردن و در شرايطي كه وي در اين كشور به سر ميبرده صورت گرفته است، البته درباره كشته شدن يا زنده بودن وي در اين ترور اخبار متناقضي مخابره ميشود. بر اساس اطلاعات منتشره، وي زماني كه از يك ويلا واقع در پارك ملي به سمت مقر "ملك عبدالله دوم" پادشاه اردن براي انجام يك ديدار محرمانه در حركت بوده، مورد هدف قرار گرفته است. فيلكا با اعلام اين خبر تاكيد ميكند: حتي اگر داگان در اين عمليات ترور نشده باشد صرف دستيابي به او شكست بزرگي براي موساد و كشور اردن و يك پيروزي بزرگ براي عاملان اين ترور به حساب ميآيد، چگونه آنها متوجه شدهاند كه داگان در اين زمان از منطقه مورد نظر آنها عبور ميكند، يا اينكه اصلا آنها چگونه مطلع شدهاند كه وي در اردن است و از برنامه كاري وي آگاه شدهاند. منابع صهيونيستي اخبار كشته شدن رئيس موساد در انفجار امان را تكذيب ميكنند، اما درباره هدف قرار گرفتن يا تلاش براي ترور وي سكوت اختيار كرده و نظري ندادهاند. از سوي ديگر منابع خبري اسرائیلی آگاهي از وقوع هر انفجار يا اقدام مبهم در اردن را تكذيب كردهاند، اما فيلكا از طريق روابطي كه در موسسه لرزهنگاري دارد، اعلام كرده كه لرزشهاي خفيفي در پايتخت اردن به ثبت رسيده كه از وقوع انفجاري در اين مكان خبر ميدهد. از سوي ديگر برخي منابع اردني خبر ميدهند كه 12نفر در اين انفجار زخمي شدهاند كه حال آنان وخيم گزارش ميشود و تعدادي از آنان نيز كشته شدهاند. اين در حالي است كه به پزشكاني كه به مداواي اين افراد مشغول بودند، اعلام شده بود كه اين افراد در تصادف يك دستگاه تانكر و يك خودرو كه منجر به انفجار تانكر شده، كشته و زخمي شدهاند. ابهامات زيادي كه در موضعگيري اسرائيليها در برابر اين موضوع به چشم ميخورد و سكوت كامل رسانهها، نشان از آن دارد كه حادثهاي بزرگ به وقوع پيوسته است كه اعلام نشدن آن براي حفظ امنيت ملي اردن و محافظت از روحيه شهركنشينان صهيونيست ضروري به نظر ميرسد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 7:31 توسط سيد حجت |
|
|
عروسک سخنگو و بيان حقيقت: اسلام نور است
جديدترين مدل عروسک در آمريکا با نام «coo» به جای گفتن عبارتي كه شركت سازنده طراحي كرده است، مي گويد، «اسلام نور است».
ابنا: پس از مدتها تبليغ در رسانههای مختلف آمريکا مبنی بر عرضۀ يک مدل عروسک جديد در اين کشورـ در جهت اهداف و منافع اسلام ستيزانه، پس از وارد شدن نمونههای اوليۀ اين محصول به بازار، نکتۀ عجيبی همۀ خريداران را شگفتزده کرد، چرا که بر خلاف آنچه در رسانهها تبليغ میشد، اين عروسک به جای گفتن عبارت مورد نظر شركت سازنده ، میگويد «اسلام نور است».
در پی واکنش برخی از خريداران، مسئولان شرکت توليدکننده اعلام کردهاند به احتمال زياد يکی از کارکنان مسلمان اين شرکت دست به تغيير نرمافزار طراحی شده برای اين عروسک زده است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 12:52 توسط سيد حجت |
|
|
پاسخ مدرسي به گنجي
يادداشت زير در پاسخ به مقاله اكبر گنجي در سايت كتابخانه تخصصي تاريخ اسلام و ايران نوشته شده است كه به زعم او، برخي از مطالب موجود در كتاب «مكتب در فرايند تكامل»، تشكيك در وجود حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ است.
حسين مدرسي طباطبايي اين پاسخ را براي وي نوشتهاند: «به راهنمايي دوستان آگاه شدم که نويسنده ارجمند، آقاي گنجي در مقاله اخير خود در سايت راديو زمانه از اين بنده ناچيز ياد و مطالبي نقل فرمودهاند. گويا، پيش از اين نيز در مقاله يا مقالاتي ديگر نامي از بنده بردند که چون مدتهاست به خاطر عارضه چشم، از خواندن از صفحه کامپيوتر ممنوع و محرومم، به موقع بر آن آگاه نشدم، اما در مورد اين مقاله که هماکنون توفيق خواندن نسخهاي از آن دست داد، توضيحي کوتاه را لازم ميبينم:
محصّل سخن آن دانشمند متقدم اين بود: امامت به آن مفهوم که گرايش شيعي ميانهرو بدان معتقد است، مسأله پيچيده و راز سر به مهر و سرّي مستتر از آن گونه که ناقلان برخي اخبار آحاد دعوي ميکنند، نيست که پيروان خاندان پيامبر مانند اسرار سازماني در خلوت خانههاي خود نهان کرده و از مردمان پنهان دارند. امامت استمرار بُعد دوم و سوم از ابعاد مقام نبوت است که به ضرورت اصل هدايت عام در جهان و بر خلاف بُعد اول ـ يتلوا عليهم آياته ـ زمانپذير و مقيد به حال و وقت خاص نيست؛ آن دو بُعد عبارت است از بر پاداشتن مشعل هدايت و نورانيت و معنويت (ويزکّيهم) و تبيين کتاب و معارف الهي (و يعلّمهم الکتاب و الحکمه). متصديان آن پاکاني از خاندان پيامبرند که به نصّ قرآن، خداوند پليديها را از آنان دور کرده و آنان را طاهر و مطهّر خواسته و ساخته است (انّما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهّرکم تطهيراً). رشته اين پاکان تا پايان تاريخ استمرار يافته و هرگز گسسته نخواهد شد (بلي لا تخلوا الارض من قائم لله بحجّه امّا ظاهراً مشهوراً و امّا خائفاً مغموراً لئلا تبطل حجج الله و بيّناته). نام و حقانيت اين پاکان به همان بينات و براهين ثابت شده است که وجود تاريخي و حقانيت پيامبران سلف، يعني از راه نقل متواتر کساني که بسياري از آنان به شهادت تاريخ و قرائن و شواهد خارجي، خود در آن ماجرا سودي مستقيم يا غير مستقيم نداشتند.
اين همان راه است که امروز فلسفهنگاران تاريخ، آن را حافظه جمعي ميخوانند و ملاک تمييز حقايق تاريخي از شايعات بي پايه اجتماعي ميدانند. اگر درستي اين مبنا مورد ترديد قرار گيرد، بنياد اديان ابراهيمي و اکنون بايد افزود كه کلّيت دانش تاريخ و اعتبار حافظه جمعي نوع انساني، بالمرّه ويران خواهد شد. به عبارت سادهتر، درباره سخن ما اگر پيامبري پيامبران سلف ثابت شود، تمام مراحل بعد تا وجود و حضور حضرت مهدي به استدلال قطعي ثابت است و اگر در وجود و حضور حضرت مهدي ترديد شود، تمام مراحل پيشين تا پيامبري نخستين پيامبر مورد ترديد قرار خواهد گرفت. اين روند استدلال آن دانشمند متقدم بود. من در تأييد اين احتجاج و استدلال دو نکته افزوده و در آن فصول مقدماتي تلاش کردم هر دو مدّعا را با شواهد و مدارک تاريخي مدلّل سازم: يکي اين که شيعيان تا پايان دوره حضور امامان، چشم اعتقاد و اخلاص و اميدشان به امام حاضر دوخته بود. شنيده بودند که پيامبر از قيام يک رهبر انقلابي عدالتگستر از خاندان خود در آينده خبر داده بود، پس هر نسل از شيعيان آن انقلابي عدالتگستر را با پيشواي روزگار خود منطبق دانسته و اميد داشتند که او بنيادگذار نظام قسط و عدل الهي بر زمين باشد. آن انتظار در روزگار حضور امامان به واقعيت نپيوست و تقدير الهي جز آن بود که همگان ميپنداشتند. ديگر آن که جمهور شيعه تا پايان همان دوران بر شماره نهايي امامان آگاه نبودند، اما دستکم از ميانه قرن دوم، رواياتي که اهل سنّت، يعني اکثريت عظيم مسلمانان در آن عهد و در ادوار بعد در اين هر دو موضوع (مهدي و انحصار شمار امامان در عدد دوازده) نقل ميکردند، در آن حد از کثرت و وسعت بود که اگر حافظه جمعي تاريخي و نقل متواتر در اسلام، مصداقي جز حديث ثقلين ميداشت، در همين دو مورد بود. حتي اگر شمار آن نقلها بدين کثرت و وسعت نبود، خرد انساني نميپذيرفت که اکثريتي بزرگ و مقتدر به رغم رقابت و دشمني به سود اقليت ضعيف و زيان خود دروغي جعل کند. در آنجا نشان دادهام که اين روايات در برخي از جوامع حديثي اهل سنت که از نيمه دوم آن قرن به جا مانده و به دست ما رسيده، ثبت است. اين که پس از نزديک به دو قرن، با وجود همه حوادث تاريخي و نشيب و فرازها که در آن مدت دراز روي داد و به رغم تلاش معکوس افرادي از درون جامعه شيعه، تسلسل و مآل نظام امامت به قهر تاريخ به همان شکل درآمد که در نقلهاي قديم پيشبيني شده بود، کمي شگفت نيست؟ نام اين را چه ميگذاريد؟ پيگيري روند تاريخي نهاد امامت که بر عدم آگاهي و خاليالذهن بودن جامعه شيعي دوران حضور نسبت به آن دو رکن رکين عقيده شيعي تأکيد مينهاد، به همين هدف بود.
در آن روزگار، برخي از مردمان، اين پديده تاريخي غير منتظر و انطباق پيشبيني نشده را معجزه خواندند که اگر تعريف الهيات مسيحي را از اين مفهوم کلامي در نظر گيريم، با آن مفهوم و با نظريه کلامي حضور خدا در روند تاريخ بيگانه نيست و بسياري نقدها در زبانهاي غربي نشان داد که خوانندگان همين پيام را از آن کتاب دريافت کردهاند، هرچند برخي در اعتبار آن استدلال مناقشه و ترديد كردند. اين همه نيت و همت آن کتاب بود. به کساني که با تعريف بالا از مفهوم امامت موافق نيستند، حق ميدهم که در چهارچوب فکري و عقيدتي خود با آن نوشته مخالفت ورزند، اما از کساني که پيام کتاب را در مسأله مهدي و شمار ائمه درنيافتند، تعجب ميکنم. حسين مدرسي طباطبايي پرينستون - 22 مهرماه 1387» منبع : تابناك |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 7:30 توسط سيد حجت |
|
|
جشنواره زيبايي و تندرستي پلمب شد
جشنواره زيبايي و تندرستي كه در آن عكس نامناسب زنان و دختران ايراني در قالب آلبوم و مدل در معرض ديد مردم قرار گرفته بود، پلمب شد.
به گزارش فارس، اين جشنواره كه قرار بود طي 3 روز به فعاليت خود ادامه دهد و در آن بيش از 50 غرفه در 2 سالن متصل به هم شكل گرفته بود، در روز سوم و در پي انتشار گزارشی از اوضاع زننده تصاوير عرضه شده در آن توسط مقامات مسئول پلمب شد. اين جشنواره توسط يك شركت خصوصي و در يكي از مناطق شمالي تهران ايجاد شده بود و بازديد از آن براي عموم مردم اعم از زن و مرد آزاد بود. در اين جشنواره آتليههاي عكاسي مشهور، آرايشگاههاي زنانه، عرضه كننده محصولات لوازم آرايشي، مراكز جراحي زنان، كلينيكهاي پوست، گالريهاي عروس، مزونهاي لباس زنان و شركتهاي عرضهكننده دستگاههاي كاهش وزن شركت كرده بودند. منبع : تابناك |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 9:38 توسط سيد حجت |
|
|
تاراج حريم زنان ايراني در جشنواره زيبايي
آلبومهاي عكس نيمه عريان زنان و دختران ايراني در جشنوارهاي به نام زيبايي و تندرستي در تهران براي عموم مردم اعم از مرد و زن به نمايش درآمده است. به گزارش فارس، طي 2 روز گذشته در يكي از نقاط شمالي تهران جشنوارهاي به نام زيبايي و تندرستي بر پا شده است. اين جشنواره كه در قالب بيش از 50 غرفه در 2 سالن متصل به هم شكل گرفته آتليههاي عكاسي مشهور، آرايشگاههاي زنانه، عرضه كننده محصولات لوازم آرايشي، مراكز جراحي زنان، كلينيكهاي پوست، گالريهاي عروس، مزونهاي لباس زنان و شركتهاي عرضهكننده دستگاههاي كاهش وزن را در خود جاي داده است. در اين جشنواره و نمايشگاه كه به ظاهر مختص زنان به نظر ميرسد صرفنظر از شكل ظاهري پر رنگ و لعاب غرفهداران كه عمدتاً صاحبان آتليهها، آرايشگاهها يا عرضهكنندگان لوازم آرايشي و بهداشتي هستند حضور قابل توجه آقايان، هر مخاطب تازه واردي را به اين نمايشگاه، متحير ميكند. در اين نمايشگاه آلبومهاي نيمه باز زنان نيمه عريان كه غالباً در لباس عروس بودند در پيشخوان غرفههاي مزون لباس، آرايشگاه و آتليه چشم هر بازديد كنندهاي را خيره ميكرد. البته غرفهداران ميگفتند اين آلبومهاي عكس به آقايان داده نميشود در حالي كه خود عكاس كه صاحب آتليه هم بود يك مرد بود دستيارش هم يك مرد بود و همين آقايان خودشان آلبومها را براي بازديدكنندهها ورق ميزدند. يكي از خانمهاي بازديد كننده از اين نمايشگاه كه در حال فيلمبرداري از يكي از اين آلبومهايي كه به وفور هم در اين نمايشگاه يافت ميشد، بود كه با اعتراض صاحب آتليه عكاسي همان آلبوم مواجه شد. خانم علت عدم مخالفت صاحب آتليه را پرسيد. آقاي صاحب آتليه هم گفت: «خوب است يكي از عكس شما فيلمبرداري كند؟» خانم گفت: «كسي كه عكسش را در اين آلبوم به ثبت رسانده حتماً فكر همه چيز را كرده.» آقا گفت: «مشكل دارد.» خانم گفت: «يعني اگر اين فيلم را يك آقا ببيند مشكل دارد؟» آقا گفت: «بله!» خانم گفت: «پس لطفاً شما هم نگاه نكنيد.» دو غرفه آن طرفتر خانمي غرفه مزون لباس عروس به پا كرده بود و آلبومهاي عروسهايش را جلوي غرفه چيده بود تا هر كس تمايل دارد آنها را تورق كند از او درباره عكسهاي درون آلبوم پرسيديم. گفت: «اينها عروس واقعي نيستند بلكه مدل هستند و خودشان اجازه دادهاند تا عكسهايشان را به همه نشان دهيم.» در اين نمايشگاه دو مأمور نيروي انتاظامي نيز حضور داشتند از يكي از اين دو مأمور از دست به دست شدن آلبومهاي عكس زنان نيمه عريان در نمايشگاه و پلمب آتليههاي عكاسي توسط نيروي انتظامي طي ماههاي اخير پرسيديم و او پاسخ داد: «اين آلبومها را مردها نميبينند البته اگر هم ببينند تذكر ميدهيم!» اين نمايشگاه كه به نام زيبايي و تندرستي است به همت يك شركت بخش خصوصي به نام «م» به مديريت عاملي «امير . الف» پا شده است و از هر غرفه دار خود براي شركت در 3 روز جشنواره به طور ميانگين 850 هزار تومان دريافت كرده است. نحوه شركت در اين نمايشگاه نيز تنها به انتخاب شركت مجري بوده است يعني عوامل اين شركت از برخي از دستاندركاران امور زيبايي و تندرستي به طور اختصاصي دعوت به عمل آوردهاند و هيچ گونه فراخواني را براي عموم منتشر نكردهاند. مسئولان اين جشنواره وعده ميدهند كه اين جشنواره پائيز سال آينده نيز برپا ميشود. اين پرسش كه چگونه اين نمايشگاه توانسته است از دستگاههاي ذيربط مجوز فعاليت بگيرد و با شرح آنچه رفت به فعاليت خود نيز ادامه دهد، جاي تأمل دارد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 7:41 توسط سيد حجت |
|
|
سنی است ولی به مسایل مذهبی توجه خاصی ندارد
|
||||
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 8:2 توسط سيد حجت |
|
|
فرزند محسن موسوي، ديپلمات ربوده شده در لبنان، در پيامي چنين نوشته است: بسم الله الرحمن الرحيم يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْئَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ (يوسف- 87) اي پسرانم! برويد و از يوسف و برادرش جستجو كنيد و از رحمت خدا مأيوس نشويد كه تنها گروه كافران از رحمت خدا مأيوس مىشوند! بيش از 26 سال است که از اسارت چهار فدايي اسلام و ميهن اسلاميمان به دست دژخيمان رژيم صهيونيستي ميگذرد؛ سيد محسن موسوي، کاردار و ديپلمات سفارت جمهوري اسلامي ايران در بيروت، حاج احمد متوسليان، کاظم اخوان و تقي رستگار مقدم، چهار عزيزي هستند که در زمان هجوم اشغالگرانه رژيم اشغالگر قدس به لبنان و محاصره بيروت بنا به وظيفه اسلامي و انساني خود و براي ياري مردم و شيعيان ستمديده لبنان عازم بيروت شدند و از آن زمان، يعني تير ماه 1361 که اتفاقا مصادف با ماه مبارک رمضان نيز بود تا کنون در شکنجهگاههاي رژيم صهيونيستي هستند. همه اخبار و شواهد حکايت از زنده بودن اين عزيزان و حضور آنان در زندانهاي رژيم اسرائيل دارد و حتي اگر کسي احتمال يک درصد حضور اين عزيزان در اين زندانها را بدهد، واقعا تصور 26 سال اسارت آن هم در زندانهاي بدترين دشمنان، واقعا غيرقابل تصور و دردآور است. اگر كسي خود را يک لحظه جاي آن عزيزان بگذارد، آيا تحمل يک سال و يا حتي يک ماه حضور در اين زندانها را خواهد داشت؟! پدرم سيد محسن موسوي از آغاز زندگي هميشه در مبارزه و تلاش بود. اين جمله او معروف است که «من سرنوشتم مانند جدم موسي ابن جعفر خواهد بود و عمده زندگيام را در زندان خواهم گذراند». حتي در سنين جواني عادت داشت با پاي برهنه روي سنگلاخ راه برود و ميگفت: اين پاها بايد تحمل شکنجه را داشته باشد. در زمان پيش از انقلاب، زندان و شکنجه سخت ساواک و پس از انقلاب هم که زندان دژخيمان صهيونيست ميراث او از جد مظلومش موسي ابن جعفر بود. او نيز همچو جدش که بدترين ايام زندان را در زمان زندانباني «سندي ابن شاهک»، يهودي معاند با اسلام، گذراند، اسيردست اين قوم شد. من حقيقتا نميدانم چه مشيتي پشت اين سرنوشت عجيب و منحصر به فرد بوده است. 26 سال اسارت و بلاتکليفي! يعني خداوند خواسته اين عزيزان را ذخيره نمايد؛ آيا قرار است اين عزيزان اصحاب کهف جامعه ما باشند؟ نميدانم، فقط ميدانم اين داستان، اين حرف و حديثها اين ابهامات و ... کاملا در راستاي مشيت الهي و بنا بر برنامهريزي اوست تا آن هدف نهايي و مشيت ربوبي محقق شود. در اين 26 سال بسيار پيش آمد که عزيزان پيگير پرونده تا يک قدمي آزادي اين عزيزان رفتند، ولي رخدادهاي عجيب و غيرقابل پيش بيني، مانع از آزادي آنان شد. بيشک، دعا و توسل تأثير بسياري در فراهم شدن اسباب و علل آزادي اين عزيزان خواهد داشت و اساس امر براي پايان اين اسارت طولاني و انتظار جانکاه، دعا و ياري از باريتعالي است، همان گونه که کلام مرجع بزرگوار و عارف وارسته حضرت آيتالله بهجت درباره اين چهار عزيز اين بوده است که «براي آزادي آنها بايد ظرفي از دعا پر شود، ولي هنوز نشده». من عاجزانه از ملت عزيز درخواست ميکنم در اين روزها با فضيلت و ليالي قدر ما را در اين دعا و توسل ياري دهند؛ شايد که خداوند تفضلي فرموده و اسباب آزادي اين عزيزان فراهم شود و 27 سال سختي و شکنجه پايان يابد، به ويژه در شب قدر و آنجا که خدا را به حق موسي ابن جعفر قسم ميدهند و فرياد «الهي بموسي ابن جعفر» سر ميدهند، ياد اين فرزندان در بندش نيز باشند. در اين 26 سال، مادرها و پدران زيادي چشم به راه ديدن عزيزانشان از دنيا رفتند. مادر پدرم لحظات آخر در بيمارستان هنگامي که آخرين درد دلهاي خود را با پرستار بخش CCU در ميان ميگذاشت، به او گفت عزرائيل خيلي وقت است که به من مهلت داده تا بلکه محسن را ببينم و بميرم، ولي ظاهرا قرار است بدون ديدن او بروم و دقايقي پس از گفتن اين کلمات پس از 24 سال چشم انتظاري از دنيا رفت. هماکنون تنها يک پدر پير و دو مادر چشم به انتظار باقي ماندهاند؛ دعا کنيد آنها چشم به راه، از دنيا نروند. خداوند مي فرمايد: و من احياها فکانما احيا الناس جميعا (مائده -32) و احياي يک شخص را معادل احياي يک جامعه ميداند، بلکه دعاي شما بتواند منجر به آزادي اين چهار عزيز و زنده شدن آنها شود. الهم فک کل اسير التماس دعا سيد رائد موسوي، فرزند سيد محسن موسوي، ديپلمات ربوده شده ايران در لبنان |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 11:42 توسط سيد حجت |
|
|
هكرهاي شيعه در واكنش به اقدام غيراخلاقي وهابيون در هك كردن سرور سايتهاي شيعه، سرور مشهور سايتهاي وهابي معروف به "مدرسه الرمس" را هك كردند. به گزارش خبرگزاري فارس، مجاهدان مجازي شيعه که اقدام به اين کار کردهاند در پيامي که روي سايت اصلي مدرسه الرمس آمده نوشتهاند: ديروز هکرهاي شما در سرور شيعه بودند و امروز ما در سرور شما هستيم ! همچنين هكرهاي شيعه، در واكنش به هك صدها سايت شيعي توسط وهابيها، سايت دانشگاه عجمان امارات عربي متحده را هك كردند. سايت اين دانشگاه كه ارتباطات وسيعي با آمريكا، كانادا و انگليس نيز دارد ساعتي پيش در پاسخ به اقدام وهابيهاي مقيم امارات، توسط هكرهاي شيعه هك شد. هكرها پس از نفوذ در سرور اين سايت، تصوير گرافيكي "كل يوم عاشورا" را در سرلوحه اخبار صفحه نخست اين سايت قرار دادند. دانشگاه عجمان كه وابسته وهابي هاي امارات است هنوز نتوانسته است سايت خود را بازسازي كند. گروه هكري شيعيان اعلام كردهاند در ساعات آينده با اتكا به آيه شريفه "فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم ؛ پس هر كس بر شما تعدى كرد مانند همان تعدى، بر او تعدّى كن"(بقره؛ 194) بزرگترين سايتهاي وهابيت را هك خواهند كرد. بر اساس اين گزارش، چند روز پيش گروه هكر group-xp وابسته به وهابيون سرور آلالبيت بزرگترين سرور جهان تشيع و حدود 300 سايت شيعه را هك كردند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 9:54 توسط سيد حجت |
|
|
دلمان خوش بود به قيصر امينپور که او را هم از دست داديم
ديدار رهبر انقلاب علاوه بر خبرهاي منتشر شده، گوشهها و حاشيههاي خواندني هم به همراه داشت که توسط يکي از خبرنگاران حاضر در مجلس ثبت و به برخي از آنها اشاره ميشود. به نوشته اين خبرنگار در «آب و آتش»، آيتالله خامنهاي در اين ديدار، نکات جالب توجه بسياري را بيان ميکنند که در ادامه به مهمترين آنها اشاره ميشود: • ما دوران پيش از انقلاب را ديدهايم و با خيلي از شاعران آن زمان نشست و برخاست داشتهايم. بهترين ايشان مرحوم اميري فيروزکوهي بود که حقا در قله غزل زمان خودش قرار داشت. [اين در حالي بود که] بيشترين تجلي و نمايشي که ميشد از او ديد، در يک گوشه جلسه خصوصي بود. يا مرحوم [مهدي] اخوان ثالث که قطعا ـ به نظر من البته ـ بهترين شاعر نيمايي و از همه اقرانش قويتر بود و لفظ و معناي شسته و رفتهتري داشت، در گوشهاي زندگي ميکرد که جز عدهاي از خواص، او را نميشناختند و او هم عزلت را ترجيح ميداد. وقتي بزرگان، در اين عزلت و خمودي زندگي ميکنند، قهرا جوانها رشد نميکنند. • من بحث کميت و تعداد را ميگويم، اما بحث کيفيت بايد سنجش واقعي بشود که چگونه. البته در غزل، اميري فيروزکوهي، رهي معيري و شهريار خيلي خوب بودند، لکن از لحاظ گسترش و باز بودن ميدان جولان، آن وقت اين وجود نداشت. انقلاب اين ميدان را باز کرد؛ نه تنها در شعر که در ادبيات، در علوم تجربي و در مديريتهاي کلان مثل مديريت دفاع مقدس که پيش آمد. • شعري که من امشب شنيدم و پارسال شنيدم، با شعري که چهارده پانزده سال پيش از جوانها ميشنيدم، خيلي رشد کرده، خيلي خوب شده، خيلي صيقل يافته شده، علاوه بر اين که از نظر مضامين، خيلي پيش رفته است. ما اين ثروت ملي را داريم و گسترشش هم بر دستگاههاي مسئول واجب است و هم بر کساني که اين نعمت و اين قريحه خوب را دارند. بايد شکرگزاري کنند و شکرگزارياش هم به همين است که گسترشش بدهيم و اين چشمهها را جوشندهتر کنيم. • بايد بدانيد از اين ثروت، کجا استفاده کنيد. با اينکه ميدانم شعر، قابل در قاب گرفتن و محدود شدن نيست و از اين جهت، مثل ديگر قالبهاي هنر است. انضباط در زندگي لازم است، اما در هنر، نه ممکن است و نه چنان انضباطي لازم است، چون هنر ضايع ميشود، اما خود شاعر مسئوليت دارد و آن کساني که ميتوانند زمينههاي هدايت شعر شاعر را به عرصههاي مورد نياز جامعه فراهم کنند، مسئوليت دارند. • خيلي از زمينههاي جامعه با زبان هنر، قابل اصلاح است و مثلا اخلاقيات بايد به اخلاق ملي تبديل شود. ما چند قرن زير چکمه استبداد زندگي کردهايم. برخي پادشاهان که شايد به آنها افتخار هم بکنيم ـ مثل نادر شاه ـ ديو مُهيبي است، شاه عباس هم همين طور. شما ببينيد غير از آن قهرمانيها، با مردم کشورشان چگونه رفتار کردند، با خوبهايشان چگونه رفتار کردند. اين خلقيات بايد اصلاح شود. • در تاريخ ادبيات ما، اين ويژگي [اخلاقي و اصلاحي بودن] در شعر ما کاملا به چشم ميخورد. سعدي که از اين جهت در قله است؛ فردوسي، نظامي، سنايي و ناصر خسرو همين جور است، جامي همين جور است. در اواخر دوران سبک هندي، واعظ قزويني همين گونه است. اصلا او واعظ بوده و منبر ميرفته و البته شعرهاي بسيار خوب و پر مضمون و عالي هم گفته است. خود صائب، اگر فقط غزليات اخلاقي و نصيحت گونه او را جمع آوري کنيد، يک کتاب قطور ميشود. • بايد به جاي الگوسازيهاي مصنوعي و جعلي و بدلي از فلان هنرپيشه و مانکنها و رقاصهها، عاطفههاي واقعي به عنوان الگو معرفي شوند.
• بخشي از شعر آييني ما ميتواند مصروف مطالب عرفاني بشود. شعر مولوي را ببينيد. اگر ديوان شمس را دوردست ببينيم، شعر مثنوي که اصولِ اصولِ اصولِ دين است. اعتقاد من اين است. يک وقت آقاي مطهري از من پرسيدند نظرم راجع به شعر مولوي چيست. گفتم: اصولِ اصولِ اصولِ دين است. گفت: نظر من هم همين است. البته درباره حافظ کمي با هم اختلاف عقيده داشتيم. • همين بيدل ـ که آقاي [محمد کاظم] کاظمي کار بسيار خوبي کردهاند که البته شايد [بيش از ] يک دهم شعر بيدل را موفق به بررسي نشدهاند ـ واقعا شعرش هنرمندانه است، واقعا استحکام شاعري اين مرد غير ايراني را نشان ميدهد که در هند، اينچنين به زبان فارسي شعر بگويد. • درياي عرفان، جايش در شعر امروز ما و شعر امروز جوانهاي ما خالي است. البته همان مفاهيم را با همان الفاظ تقليد کردن خيلي مزه ندارد، بايد با قريحه خودتان آن را بپرورانيد. • ياد مرحوم قيصر امين پور ـ که حقيقتا درگذشت امين پور ما را به معناي واقعي کلمه، داغدار کرد ـ به خير. پس از مرحوم سيد حسن حسيني، دلمان خوش بود به امين پور که او را هم از دست داديم. حالا بايد قدر شما را بدانيم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 9:42 توسط سيد حجت |
|
روز دوازدهم سپتامبر سال 1997 سه تن از رزمندگان حزبالله در حمله به يكي از مواضع ارتش اسرائيل در نزديكي پايگاه صهيونيستها در جنوب لبنان به شهادت رسيده و پيكر آنان به دست نيروهاي اسرائيلي افتاد و به سرعت مشخص شد كه يكي از اين سه تن، هادي، فرزند سيد حسن نصرالله است.سحرگاه سرد روز چهار شنبه نوزدهم ژانويه سال 1979 در روستاي بازوريه، پدر، اولين فرزند خود را گرم در آغوش ميگيرد و در گوش او اذان اقامه ميكند: «حي علي الفلاح، حي علي خير العمل». از بدن نوزاد، شبنم ميتراود و بوي عطرآگين او با نسيم سحر درهم ميآميزد و در بلندترين قله «جبل الرفيع» مسكن ميگزيند. اين رايحه بهشتي، روح «سيد محمدهادي نصرالله» است كه 17 سال بعد به آسمان هفتم عروج ميكند. از آغازين روزهاي كودكي، نشانههاي نبوغ، تيزهوشي، ثبات شخصيت، خوشرويي، مهرباني، خدمتگزاري و فروتني در سيماي محمدهادي هويدا بود. او همواره براي برادرانش محمد جواد و محمد علي و يگانه خواهرش زينب، برادري مهربان ودوستي وفادار بود. محمدهادي در سن چهارسالگي وارد مدرسه «الناصر» و سپس مدرسه «الرسول الاعظم(ص)» در شهر بعلبك در منطقه بقاع شد. پس از انتقال خانواده به بيروت، سيد هادي تحصيلات خود را در مجتمع آموزشي «المصطفي» ادامه داد. اين مجتمع بزرگ آموزشي زير نظر حزبالله اداره ميشود. در سال سوم متوسطه و در حالي كه بيش از 15 سال نداشت، با موافقت پدر، به طور موقت ترك تحصيل كرد تا به صفوف رزمندگان مقاومت اسلامي بپيوندد. * حضور در صفوف مقاومت عضويت در تشكيلات حزب الله مستلزم طي مراحل شديد گزينش امنيتي بود كه اين كار در مورد افرادي مانند هادي نصرالله (پسر سيدحسن نصرالله) در زمان ورودش به حزب الله نيز انجام شد. مسئولان حفاظت اطلاعات حزب الله او را خواستند و درمورد او تحقيق كردند. او با لبخند پاسخ داد: «من پسر سيدحسن نصرالله هستم.» در جوابش گفته شد: «مهم نيست. اطلاعات شخصي ات را بنويس.» هادي نصرالله پيش پدر خود مي رود و به او مي گويد: «پدر شما دستور داديد كه من را اذيت كنند و اجازه ورود به گروه را به من ندهند.» سيدحسن نصرالله در پاسخ گفت: «سيستم مقاومت اين گونه است بايد جوابگو باشيد.» و به اين ترتيب سيد هادي نصرالله مجبور شده بود 14 صفحه در مورد خود بنويسد. حضور در صفوف مقاومت و ميدانهاي رزم، همه توجه و تلاش محمدهادي را به خود معطوف كرده بود و بسياري از روزهاي عمر خود را در جبهههاي جهاد و قهرماني سپري كرد و با ارتفاعات «جبل صافي» و «اللويزه» و «مليتا» انس گرفت. هرگاه به شهر و خانه باز ميگشت، بيش از دو يا سه روز در خانه نميماند. زيرا تاب دوري از دوستان همرزم خود را نداشت و دوري از آنها را با راز و نياز با پروردگار و دعا و تلاوت قرآن جبران ميكرد. محمدهادي در روز چهارم آوريل سال 1997 با دختر شيخ علي خاتون، پيمان زناشوئي بست. او در دوران نامزدي تلاش كرد از همسرش بانويي نمونه بسازد. سيد محمدهادي نصرالله كه يكي از رزمندگان مقاومت اسلامي بود و هر لحظه امكان داشت به فيض شهادت نايل شود، كوشيد همسرش را براي چنين روزي آماده كند و سرانجام تلاشهاي او به ثمر رسيد. * آخرين وداع آخرين خداحافظيهادي با خداحافظيهاي پيشين متفاوت بود. مادر ميگويد، "«هادي در آخرين خداحافظي بسيار آرام بود و لبخندي پنهان درچهرهاش ديده ميشد، انگار ميخواست چيزي را از من پنهان كند. هنگامي كه به من اطلاع دادند هادي همراه سه رزمنده ديگر مفقود شدهاند، تسليم اراده خدا شدم. به خدا توكل و همه چيز را به او واگذار كردم.» او در واكنش به اسارت پيكر فرزندش سيدهادي توسط نظاميان صهيونيست ميگويد: «اين پيكر هم مانند اجساد ساير شهيدان مقاومت است، تفاوتي ميان آنان نيست. من نيز مادري چون مادر ساير شهيدان هستم. در اخبار شنيدهام كه دشمن پيشنهاد مبادله پيكر فرزندم با اجساد نظاميان صهيونيست را كرده كه در جريان عمليات ناكام انصاريه در لبنان ماندهاند. او كورخوانده است و بايد پيكر همه شهيدان را بدهد و اسيران را آزاد كند. تنها يك پيكر را قبول نداريم و تسليم پيشنهادات وقيحانه اشغالگران نميشويم.» * شهادت روز دوازدهم سپتامبر سال 1997 سه تن از رزمندگان حزبالله در حمله به يكي از مواضع ارتش اسرائيل در نزديكي پايگاه صهيونيستها در محور «سجد» در «جبل الرفيع» در منطقه اشغالي «اقليم التفاح» در جنوب لبنان به شهادت رسيده و پيكر آنان به دست نيروهاي اسرائيلي افتاد. تلويزيون اسرائيل بدون اطلاع از هويت اين سه نفر، تصوير خونآلود آنان را به نمايش گذاشت، به سرعت مشخص شد كه يكي از اين سه تن، سيد هادي، فرزند سيد حسن نصرالله، دبير كل حزبالله است. انتشار اين خبر همانند بمبي در جامعه لبنان صدا كرد و تحول بسيار مهمي در پي داشت. در تاريخ لبنان، چه در زمان جنگ داخلي و چه در مقابله با تجاوز نظامي اسرائيل، هيچگاه ديده نشد كه فرزند يكي از رهبران گروهاي سياسي و يا شبه نظاميان در راه مبارزه كشته شده باشد. اين واقعه، موجي از احساسات جوشان همدردي، احترام و شيفتگي را نسبت به دبير كل حزبالله در ميان همه طوايف مذهبي لبنان در پي داشت، به گونهاي كه همه آحاد ملت لبنان از هر دين و مذهبي، تحت تأثير شديد اين واقعه قرار گرفتند. رهبران سياسي لبنان نيز يكي پس از ديگري به ديدار سيد حسن نصرالله رفته و ضمن گفتن تبريك و تسليت به مناسبت شهادت سيد هادي نسبت به شخصيت مبارز و صادق دبير كل حزبالله، مراتب قدرداني و احترام خود را ابراز داشتند. اين ابراز همدردي و احترام منحصر به لبنان نبود و افرادي چون امير عبدالله، وليعهد عربستان نيز براي نخستين بار در تاريخ حزبالله، با ارسال پيام تسليت براي دبير كل حزبالله، حمايت خود را از مقاومت اسلامي اعلام كرد. * بازگشت پيكر ... شنبه شب مورخ 27 ژوئن سال 1998، سيد حسن نصرالله دبيركل حزب الله لبنان در دفتر كارش، منتظر ورود كاروان پيكرهاي شهداي لبناني بود كه در پي مذاكرات غيرمستقيم و موفقيت آميز ميان حزبالله و اسرائيل، به ميهن باز ميگشتند. پيكرها كفن پوش و در پرچم سرخ رنگ لبنان پيچيده شده بودند. آقاي دبيركل چهره آرام رهبر چهل سالهاي را داشت كه ظاهري ساده و آراسته و محاسن سياه و انبوهش كه مرزي بين عمامه سياه و محاسن او ديده نميشد، چشم همگان را خيره ميكرد. او منتظر رسيدن پيكر فرزند خود، سيد هادي بود كه يك سال قبل در نبرد با صهيونيستها در منطقه اشغالي «سجد» در نوار امنيتي جنوب لبنان به شهادت رسيده بود. درك احساس سيد حسن نصرالله درباره بازگشت پيكر فرزندش چندان دشوار نبود، اما سخن درباره تحصيلات، نوجواني، همسالان، داوطلب شدن سيد هادي براي حضور در ميدان رزم، آخرين ملاقات او با پدر و واكنش مادر دادغديده، بسيار دشوار بود. در ميان سخنان سيد حسن، اين نكته توجه همه را جلب كرد. او گفت كه خبر شهادت فرزندش سيد هادي و سه نفر از همرزمان او را روز جمعهاي به او اطلاع دادند كه فرداي آن روز قرار بود مراسم پرشوري با حضور توده مردم به منظور همبستگي با مقاومت برگزار شود. سيد حسن نصرالله گفته بود: «سعي كردم با لغو مجلس عزاداري، برنامه مراسم را تغيير دهم تا برخي از افراد تصور نكنند كه به خاطر هادي و همرزمان او ترتيب داده شده است. اين شيوه مناسبي براي استقبال از پيكرهاي شهدا نيست. بر شهيد نبايد گريست. شهيد الگو و اسوه و مايه عزت و سربلندي امت است. طبق برنامه قرار بود كه بعد از مراسم عزاداري سخنراني كنم. هنگامي كه پشت تريبون قرار گرفتم با دهها دوربين تلويزيوني با نورافكنهاي قوي روبرو شدم. گرما فوقالعاده طاقت فرسا بود. به ويژه اين كه نورافكنها حرارت زيادي توليد ميكردند و به چشم انسان آسيب ميرساندند مخصوصا براي كساني مثل من كه از عينك استفاده ميكنند، خيلي دشوار است. سخنراني را مثل هميشه شروع كردم و لحظاتي بعد احساس كردم چيزي را نميبينم. از شدت گرما، عرق از سر و صورتم سرازير شده و شيشههاي عينكم را پوشانده بود. خواستم دستم را دراز كنم و از روي ميز تريبون دستمال كاغذي بردارم و عرق روي چشم و صورتم و دست كم شيشههاي عينكم را تميز كنم. اما در يك لحظه به فكرم رسيد كه برخي از دوربينهاي تلويزيوني ممكن است برنامه توليدي خود را به اسرائيل بفروشند و همه گمان كنند كه من براي فرزندم گريه و اشكهايم را پاك ميكنم، بنابراين ترجيح دادم صورتم خيس بماند، ولي به دست دشمن بهانه ندهم كه بگويد پدر داغديده، پشت تريبون ايستاده بود و براي جوان ارشد خود گريه ميكرد و در عين حال ديگران را به شهادت در راه خدا فرا ميخواند. من يكي از خانوادههاي شهدا بيش نيستم». پيكر چهل شهيد را زير يكي از سولههاي فرودگاه بينالمللي بيروت، كنار يكديگر چيده بودند. دسته موزيك گارد رياست جمهوري براي نواختن مارش عزا وارد فرودگاه شد تا به شهداي راه آزادي ميهن اداي احترام كند. سيد حسن نصرالله نيز با يكايك پيكرهاي شهدا خداحافظي كرد تا به پيگر فرزند خود سيد هادي نزديك شد و در گوش عزيزش كلماتي را زمزمه كرد. سپس بر پيكر همه شهدا نماز اقامه و با همه آنان خداحافظي كرد و مانند ساير خانوادههاي شهدا به سراغ كار خود رفت، با اين تفاوت كه او رهبر و مسئول كاروانيان آزاد سازي لبنان است. * مراسمي ويژه براي تشييع تازه داماد پرچمهاي زرد رنگ، حزبالله و پلاكاردهاي تبريك و تسليت شهادت بر در و ديوار ورودي حسينيه حضرت زينب(س) آويخته شده بودند. مادر و بازماندگان شهيد آرزو داشتند مراسم عروسي سيد هادي را در اين حسينيه برگزار كنند و به زودي از آنجا به خانه زناشويي برود. در جايگاهي در صدر مجلس، دسته گل بزرگي به چشم ميخورد و عكس شهيد، ميان گلها قرار داده شده بود. قاريان به ترتيب، آيههاي قرآن را تلاوت ميكردند. دختران نيز داوطلبانه شيريني و حلوا ميان عزاداران توزيع ميكردند. پلاكاردهاي تبريك شهادت سيدهادي نصرالله به امام زمان(عج) و امام خميني (ره) و سيد حسن نصرالله، ديوار حسينيه را پوشانده و روي يكي از اين پلاكاردها نوشته شده بود كه وعده پيروزي ما بر اسرائيل، در كنار گذرگاههاي مرزي فلسطين اشغالي است. درصدر مجلس مادر شهيد و در سمت راست او، نامزد شهيد، دوشيزه بتول شيخ علي خاتون و نزديك او زينب نصرالله خواهر دوازده ساله شهيد و در سمت چپ فاطمه ياسين، مادر بزرگهاي پدري و مادري شهيد نشستهاند. «خدا به شما پاداش نيك بدهد» و «شهادت برشما مبارك باشد» از جمله عباراتي بودند كه پيوسته به گوش بانو فاطمه ياسين، همسر سيد حسن نصرالله، ميرسيد. چشمان گريان برخي از تسليتگويان و سخناني نظير همه ما به شهادت ايمان داريم، اما توان تحمل چنين لحظاتي را نداريم، مادر شهيد را آزار ميدهند. عبارات تحريكآميز برخي از زنان هرگز خللي در صبر و شكيبايي مادر شهيد به وجود نميآورد. بانويي به مادر شهيد گفت، «در تلويزيون همسرتان را آرام ديدم. انتظار نداشتم شما را هم اين قدر آرام و شكيبا ببينم، زيرا شما مادر هستيد». فاطمه ياسين با افتخار بيان ميكند: «گمان ميكنم درتربيت فرزندم موفق بودهام. با شهادت او بهرهمند شدم. زيان نكردهام و بيترديد روز قيامت، نزد اهل بيت(ع) از من شفاعت خواهد كرد. اين دنيا گذرگاه آخرت است و هادي راه را كوتاه كرد.» * شهادت سيد هادي از نگاه پدر سيد حسن نصرالله اينگونه شهادت فرزند خويش را روايت مي كند: گاهي عملياتي در داخل مناطق اشغالي داشتيم. شهيد هادي در برخي از اين رشته عمليات شركت مي كرد. در يكي از آن رشته عمليات در منطقه اقليم التفاح ايشان با تعدادي از برادران رزمنده با گروهي از نظاميان صهيونيست برخورد كرد و در درگيري با اين گروه، هادي و دو تن از برادران شهيد شدند. بعد از آن بين رزمنده هاي ما و صهيونيست ها درگيري گسترده اي رخ داد و كار به جايي رسيد كه تعدادي از سربازان و افسران ارتش لبنان نيز در كنار رزمندگان ما عليه صهيونيست ها وارد عمل شدند و جنگنده هاي دشمن منطقه را به شدت بمباران كردند و تعدادي از ارتشي هاي لبنان را هم به شهادت رساندند. اين حادثه خيلي مهم بود چرا كه براي اولين بار تعدادي از نيروهاي ارتش در كنار رزمندگان مقاومت به شهادت رسيدند. شايد حضور هادي ميان شهدا، اين حادثه را براي مردم پررنگ تر و برجسته تر نشان داد و از نظر سياسي و رسانه اي خيلي مهم جلوه كرد، اما از نظر بنده هادي كه پسر من است مثل ديگر شهداست و هيچ ارزش فوق العادهاي در قياس با ديگر شهدا ندارد. او هم مثل ديگر شهدا و رزمندگان است كه در ميدان شرف و عزت به شهادت رسيده اند. شهادت پسر من حالت خاصي در حزب الله نيست. در جنك اخير (جنگ 33روزه) و سال هاي طولاني مقاومت سران و فرماندهان حزب الله همگي فرزندانشان در خطوط مقدم نبرد با صهيونيست ها بوده اند. حتي در جنگ اخير تعدادي از بچه هاي فرماندهان حزب الله در خط مقدم با دشمن مي جنگيدند. نمي گوييم بچه فلان شخص، فلان جا مي جنگد. اينها در حزب الله طبيعي است. هادي هم در مقاومت بود و در خطوط مقدم خدمت مي كرد و چون شهيد شد همه فهميدند كه در خط اول نبرد با دشمن بوده است. اين را با تاكيد عرض مي كنم كه بچه هاي فرماندهان و سران حزب الله در طول سال هاي مقاومت و جنگ اخير همگي در خطوط مقدم بوده اند. چيزي كه رخ داده مخصوص شخص من و پسر بنده نيست كه در خطوط مقدم باشد و شهيد شود. * وصيت نامه شهيد سيد هادي نصرالله بسم الله القاصم الجبارين «رب اشرح لي صدري و يسرلي امري و احلل عقده من لساني يفقهوا قولي» شهادت ميدهم كه هيچ خدايي جز «الله» نيست و او واحد است و شريكي ندارد و شهادت ميدهم كه گذر زمان حق است و در ساعات آينده نيز هيچ شك و ترديدي نيست. درود و سلام بر اشرف مخلوقات خدا، محمد و خاندان مطهرش. سلام برتمامي انبياء و فرستادگان و راستگويان و اوصياء خدا سلام بر بانوي بزرگوارم حضرت فاطمه زهرا سلام بر آقا و سرورم اباعبدالله و بر روح مطهر فرزندان و يارانش سلام بر حضرت قائم، حجت منتظر (عج) سلام بر روح مقدس امام خميني سلام بر امام و رهبر بزرگ، سيد علي خامنهاي سلام بر رهبر امت حزب الله سلام بر سيد شهيدان مقاومت اسلامي، سيد عباس موسوي و شيخ شهيدان مقاومت، شيخ راغب حرب سلام بر شهداي اسلام و شهيدان مقاومت اسلامي سلام بر مجاهدين و رزمندگان دلير سلام بر اهالي پايدار و مقاوم جنوب و بقاع غربي لبنان سلام و رحمت خداوند و بركات او بر همه شما حمد و ستايش خداوند كه ما را بر دينش هدايت كرد و از شيعيان اميرالمؤمنين علي بنابيطالب(ع) و از دوستداران بانوي كوثر، فاطمه زهرا كه برترين درودها و سلامها بر او باد و از پيروان و دوستداران قلبي رسولخدا (ص) و امام حسن و امام حسين(ع)، جوانان اهل بهشت قرار داد. ازخداوند مسئلت دارم كه آنان را شفيع ما و همه مسلمانان در روز قيامت قراردهد. پس از سلام و درود، وصيت نامه خويش را براي شما مينويسم: به لطف و ياري پروردگار، اكنون يكي از مجاهدين مقاومت اسلامي هستم و با هدف آزادي و دفاع از دين خداوند متعال و حفظ حرمت دين، بهاين جمع پيوستهام. از خداوند طلب ميكنم كه شهادت در راهش را روزِي منگرداند. ستايش خدايي كه مرا موفق گردانيد تا پس از كسب رضايت پدرم مبنيبر ترك درس و تحصيل، براي پيوستن به واحدهاي مجاهدين مقاومتاسلامي به اين سعادت دست پيدا كنم و يكي از رزمندگان و جهاد كنندگان امت حزب الله باشم. خدا را شاكرم كه مرا پذيرفت تا به اين سعادت نائل شوم كه در ارتفاعات و كوههاي عظيم «مليتا»، «صافي»، «عقماته» و «لويزه» از پرچم دين و ولايت و امت مسلمان و از كودكان و پيران و همه مردم مظلوم دفاع كنم و بتوانم در برابر دشمنان خدا و مردم، اين جرثومه فساد (رژيم صهيونيستي) به قيام واجب برخيزم و از دو راه پيروزيِ با عزت و شهادت در راه خدا، به يكينائل شوم. پدر عزيزم! آقا و سرورم، مولا و امينم، رهبر، استاد و مرشدم! سلام بر تو كه هم پدرم بودي، هم سرورم، هم رهبرم و هم امينم. سلامي از صميم قلب بر شما ميفرستم. سلام بر تو از آن هنگام كه زاده شدي، رشد كردي، قيام كردي و آن هنگام كه مينشيني و آن هنگام كه قرائت ميكني، هنگامي كه سخنميگويي و خطبه ميخواني، هنگامي كه ميخوابي و هنگامي كه برميخيزي. سلامي از اعماق وجودم بر تو باد. سلام و اشتياق قلبيام بر تو كه عطر پيامبر از وجودت به مشام ميرسد. پدرم! همانا تو مرا تربيت كردي، آموختي و ارشادم كردي و ان شاء الله با حسن ظن تو، در آينده نيز همين گونه خواهم بود. پدرم! شما را فقط به دعا سفارش ميكنم و از شما درخواست دارم كه روز قيامت شفيع من باشي؛ روزي كه انسان از پدرش، صاحب و فرزندش فرار ميكند. ملتمسانه و خاضعانه از شما خواهش دارم و برايتان دعا ميكنم. دعابراي حفظ رهبري مقاومت اسلامي و امت حزب الله. اين دعاي خاص براي مجاهدين مقاومت اسلامي، بر پا دارندگان مجد و عظمت و پيروزي، براي اين است كه خداوند جهاد در راهش را توفيقشان داده. همه آنان را سفارش ميكنم و خواهش دارم و التماس دعا دارم؛ دعايي خالصانه براي ولي امرمسلمين حضرت آيت الله خامنهاي و سفارش ميكنم كه همچنان از او حمايت و پشتيباني معنوي، روحي و جاني داشته باشيد كه اين حمايت، نه نياز او، كه براي خودتان است. پدر عزيزم! از تو خواهش ميكنم كه مرا ببخشي و حلالم كني. همچنان التماسميكنم كه حلالم كن، حلالم كن، حلالم كن! اي مولا و سرورم. مادر عزيزم! سلام و درود خداوند باريتعالي بر تو باد. اي كسي كه سرپرستم هستي و هر روز صبح براي توفيقم دعا ميكني! و مرا ثبات قدم و ادب آموختي. از تو خواهش ميكنم كه مرا حلال كني و به هيچوجه در سوگم لباس سياه بر تن نكني و محزون و غمناك نشوي، بلكه براي تمامي شهداي اسلام سياه بپوشي. به شما وصيت ميكنم كه صبور باشيد و مهر و شكيبايي خويش را از ياد نبريد همان گونه كه شما را به صله رحموصيت ميكنم. خواهر و برادران عزيزم! جواد، زينب و محمد علي. سلام و رحمت و بركات خداوند بر شماعزيزان. شما را به تقواي الهي در كارهايتان سفارش ميكنم و اينكه سعي كنيدكه بيش از پيش به خداوند نزديك شويد و به اولياء خدا و ائمه اطهارش ـ كهبرترين و بالاترين درودها بر آنان باد ـ توسل جوئيد. از شما عزيزان ميخواهم كه خالصانه براي خدا دعا كنيد كه معاصي،گناهان و اعمال غير صالحتان را ببخشد و قلوبتان را مطهر گرداند و در قلبتان عشق خدا و تقوا را بكارد. همگي شما را هم به مداومت بر تلاوت قرآن مجيد، و زياد خواندن زيارت نامه انبياء و پرهيزكاران و همچنين خواندن زيارت وارث وصيت ميكنم. بخصوص زيارت عاشورا را هر روز بخوانيد كه در آن منافع بسياري نهفته است. زيارت عاشورا را بخوانيد و ثواب آن را به ارواح شهداي اسلام و مقاومت اسلامي هديه كنيد. براي آزادي اسراي اسلام و پيروزي و رستگاري مستضعفين روي زمين و اعتلاي كلمه حق كه «لا اله الاالله، محمد رسول الله، علي ولي الله» است، دعاكنيد. از خداوند مسئلت دارم كه پدر همواره از شما راضي باشد و اعمال شما نيز در جهت كسب رضايت او باشد، خداي نا كرده او را ناراحت و عصبانينكنيد كه پدرمان نزد امام قائد سيد علي خامنهاي و امام منتظر حضرت قائم(عج)، جايگاهي عظيم، شأني برجسته و درجهاي بسيار عالي دارد. در آخر همگي تان را به عمل صالح با نيّتي خالص براي پروردگار توصيه مي كنم. آشنايان عزيزم! سلام و رحمت و بركات الهي بر شما باد. اين وصيت نامه را با هدف حلاليتطلبي و عذر خواهي از شما مينويسم. شما را به صبر و پرهيز از محرّمات الهي وصيت ميكنم و اينكه در تمامي مراحل و زمينههاي زندگي، فقط به خدا متكي باشيد. همگي را به دعا براي مجاهدين مقاومت اسلامي و پشتيباني از آنان سفارش ميكنم؛ چرا كه آنان در برابر استكبار متجاوز جهاني قد علم كرده و سينه سپر ساخته و ايستادهاند. به همهتان سفارش ميكنم كه هر روز زيارت اباعبدالله الحسين (ع) را بخوانيد و همچنين سفارش ميكنم كه مجالس عزا را براي روح اباعبداللهالحسين در خانههايتان برگزار كنيد و اينكه لباس سياه بر تن نكنيد و غمگين نشويد و به هيچ وجه در سوگ من اشك نريزيد و اگر گريستيد، اشكهايتان فقط براي مصائب اهل بيت (ع) و مصائب حضرت زهرا(س) باشد و بس. بسيار ذكر خداوند را بجاي آوريد و بر اولياء و ائمهاش توسل جوئيد و كلام مقدس آنان را قرائت كنيد. براي مجاهدان مقاومت اسلامي، اين مردانعظيم عصر، اين حاملان پرچم قمر بني هاشم حضرت اباالفضل العباس(ع)، اينان كه وارثان شجاعت اميرالمؤمنين علي(ع) و مشتهاي حسيني،پيشانيهاي بلند و چشمهاي پاك با كلمات حق و روحيات عالي همچون اهلبيت(ع) هستند. در آخر دستهاي مطهرتان را ميبوسم و از شما خواهش دارم كه مرا حلال كنيد و هر آنچه را كه از جانب من بر شما بدي رفته است ببخشيد و از من با خوبي، عمل صالح و نيكي ياد كنيد. برادران مجاهدم در مقاومت اسلامي! برادران مجاهد؛ بسيار زياد از خداوند تمنا و خواهش كردم كه بتوانم دركنار شما و در خدمتتان باشم. در خدمت شما مردان الهي. سلام بر شما دلير مردان، روزي كه زاده شديد و روزي كه شهيد ميشويد. سلام بر خاك مقدسي كه قدمهاي مبارك شما بر آنجا نهاده شد و از خونتان سيراب گشت؛ همچون خاك تشنه كربلا كه از خون اباعبداللهالحسين(ع) سيراب شد و دائماً ندا ميدهد: «اين زمين از خون حسين و يارانش بود كه مقدس و رستگار شد.» اي مردان، مردان سازنده مجد، عزت و كرامت امت، امت محمد بنعبدالله، امت علي و زهرا و اي برپا دارندگان پرچم عزت و پيروزي و پرچم حق و عَلَمِ اسلام ناب محمدي. فجر با صوت گلولههاي شما و صبح با نداي خون حسينيِ شما طلوع ميكند و زمين از خون شما سيراب خواهد شد. نورانيت خورشيد، تلالوي شماست و زيبايي طبيعت از جمال وزيباييتان. سلام بر ارواح مطهرتان كه به سوي آسمان و ملكوت اعلي عروج ميكند. سلام بر ارواح مطهرتان كه همچون اهل بيت پيامبر، عاشق شهادتيد. اي برپا دارندگان مجد و پيروزي امت محمد و علي. اي حاملان پرچماسلام، بيرق اباالفضل العباس. اي پيروان حيدر، و اي فرزندان علي و حاملانذوالفقار. اي دلير مردان! به شما ميگويم كه راه ما طريق پر خطر و خار و خاشاكي است. پر است ازسختي و مشكلات. هيچ ناراحت و نگران نشويد و كم نياوريد كه شما برترينهستيد. از شما خواهش ميكنم بر آنچه خداوند متعال به امت ارزاني داشته و آن عمل صالح است، پايدار بمانيد و دين امت را زنده گردانيد، كه اين امت، دشمن اسرائيل و برپا دارندگان پرچم حق و درهم كوبندگان و خوار كنندگانپرچم ذلت، ننگ و ظلم و استكبار هستند. همچنان با روحيهاي عالي پيش برويد و همواره صالحانه راه را ادامه بدهيد و دشمنان غاصب و متجاوز را خوار گردانيد؛ دشمني كه به كوچك وبزرگ رحم نميكند. بر عمل جهادي و مبارزه خويش پايدار بمانيد كه با ايناعمال، روحيات شما بالا ميرود و معنويت و اخلاق را براي مردم و صبر واستقامت را همچون كوهها برايشان به ارمغان ميآورد. برزميد و استوار باشيد و در قلههاي افتخار بر مواضع دشمن صهيونيستي هجوم ببريد. نكند قدرت سلاحشان شما را بترساند و مرعوبتان سازد؛ چرا كه شما سلاح «الله اكبر» داريد و قدرت ذوالفقار در كفتان است. از شما عزيزان ميخواهم كه با وجود تمامي مشكلات و سختيها، اينطريق الهي را ترك نكنيد و خداي ناكرده با ديدن مصائب و مشكلات، از اينكار حسيني دوري بجوئيد. همگي شما برادران مجاهد را به صبر و بردباري سفارش ميكنم. شماخوب ميدانيد كه اگر شما سختي ميكشيد، همه برادرانتان اين درد را ميكشند، پس دستهايتان را ملتمسانه رو به آسمان بالا بريد و فرياد زنيد: «يافاطمه الزهرا». اي برادران! با وجودي كه اين راه بسيار صعب و پر خطر است، ابداً آن را ترك نكنيد و همواره از كودكان، پيران و همه مظلومان دفاع كنيد. به شما توصيه ميكنم كه سخنان و كلام رهبر حزب الله را به خوبي گوش كرده و به آن عمل كنيد و از تكليفي كه حضرت امام خامنهاي و دبير كل حزب الله لبنان جناب سيدحسن نصرالله بر دوشتان گذاشتهاند، به خوبي مراقبت و حمايت كنيد، كه اطاعت شما از آنان، اطاعت از امام حجت مهدي منتظر است. شما را به مداومت در عمل صالح و خالصانه براي خداوند سفارش ميكنم و اينكه با توسل به او يا ائمه اطهار مخصوصاً حضرت زهرا(س) به آن نزديكشويد. به شما سفارش ميكنم كه زيارت عاشورا، زيارت وارث و بعضي آيات خاص قرآن را هر روز و يا در حد توان خود بخوانيد و ثواب آن را به روح شهدا بفرستيد، آناني كه دوستشان داشتيد و ياران اين راه بودند. آناني كه هيچگاه قلبهايمان فراموششان نخواهد كرد؛ حتي با گذر ايام و حتي اگر سختيها ودوران سياه بر شما فائق آيد. از شما خواهش دارم كه مرا حلال كنيد و عذر ميخواهم و التماس دارم كه در دعاهاي خويش، مرا فراموش نكنيد. ابوحسن سيد هادي نصرالله |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 10:43 توسط سيد حجت |
|
|
وي در مورد افراد ديگر گروگان گرفته شده توسط اشرار در سراوان گفت: از نظر ما افراد گروگان گرفته شده 15 نفر هستند كه فعلا تا اين لحظه يكي از آنها كه يك سرباز ميباشد آزاد شده است.
جانشين فرمانده نيروي انتظامي از آزادي يكي از 16 گروگان نيروي انتظامي كه چندي پيش در سراوان به گروگان گرفته شده بود، خبر داد. به گزارش فارس، سردار حسين ذوالفقاري امروز در يك نشست خبري در جمع خبرنگاران با بيان اين مطلب افزود: جهت آزادي اين گروگان كه يكي از سربازان نيروي انتظامي است، هيچ گونه امتيازي داده نشده است و اين فرد پس از آزادي به ايران منتقل شدهاست. وي با بيان اينكه پيگيريهايي از طريق دولت پاكستان در زمينه آزادي گروگانها داشتيم گفت: تصور ما اين است كه اگر ماموريتي به ماموران پليس و ارتش و نظاميان پاكستان داده شود آنها در انجام ماموريت جدي هستند ولي مقامات سياسي و امنيتي پاكستان خيلي حساسيت و جديتي در زمينه مسائل امنيتي ندارند. وي با بيان اينكه كليه مدارك و مشخصات گروههاي تروريستي در شرق كشور كه در خاك پاكستان مستقر هستند را به مقامات پاكستاني ارائه كردهايم گفت: مقامات پاكستاني اعلام ميكنند كه آماده همكاري هستند ولي جديتي در اين كار ندارند كه فكر ميكنيم جديت مقامات مسئول ميتواند به مسئله اشرار در شرق كشور پايان دهد. وي در مورد افراد ديگر گروگان گرفته شده توسط اشرار در سراوان گفت: از نظر ما افراد گروگان گرفته شده 15 نفر هستند كه فعلا تا اين لحظه يكي از آنها كه يك سرباز ميباشد آزاد شده است. سردار ذوالفقاري در پاسخ به اين پرسش كه گفته ميشود كه تعدادي از گروگانها توسط اشرار به شهادت رسيدهاند، گفت: فعلا از نظر ما تمامي اين افراد گروگان هستند و شخصي هم كه آزاد شده است اعلام كرده زماني كه با تعدادي از دوستانش در يك مكان نگهداري ميشده است همگي آنها سالم بودند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 8:52 توسط سيد حجت |
|
|
روزنامه «الوطن»، چاپ عربستان سعودي در اقدامي بسيار عجيب، روزنامهنگار آمريکايي درخواست کننده حمله هستهاي به بيتالله الحرام را براي فعاليت در اين روزنامه به خدمت گرفت. به گزارش «شيعه آنلاين»، در اين اقدام عجيب روزنامه عربستاني الوطن، «ريچ لوري»، روزنامهنگار آمريکايي که در سال 2002 ميلادي خواستار حمله هستهاي به خانه خدا شده بود، دعوت به همکاري شد. گفتني است، روزنامه الوطن در نخستين روز ماه مبارک رمضان، نخستين مقاله ريچ لوري با عنوان «قدرت اوباما بيشتر ميشود» را به چاپ رساند که موجب خشم مسلمانان جهان عرب شد. وي در مقاله خود غير مستقيم عربستان سعودي را مورد انتقاد قرار داد. گفتني است، لوري هدف از مورد حمله قرار دادن مکه مکرمه را ادب کردن مسلمانان پس از حادثه تروريستي 11 سپتامبر خواند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 8:45 توسط سيد حجت |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 9:3 توسط سيد حجت |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 8:4 توسط سيد حجت |
|
|
خديجه ثقفي همسر بنيانگذار انقلاب اسلامي ايران در بخش سيسييوي يكي از بيمارستانهاي تهران بستري شده است. به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس خديجه ثقفي همسر امام خميني(ره) بنيانگذار انقلاب اسلامي ايران، از 2 روز پيش در بخش سيسييو يكي از بيمارستانهاي تهران بستري شده است. پزشكان در حال حاضر حال عمومي وي را رضايتبخش توصيف ميكنند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 8:3 توسط سيد حجت |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم شهریور 1387ساعت 10:21 توسط سيد حجت |
|
|
اين بخشنامه نه تنها ذکر اين عناوين را در نامه هاي رسمي غيرمجاز اعلام کرد که در بند ديگرش تاکيد دارد؛ در گفت وگوهاي روزمره ادارات دولتي نيز ديگر کسي حق ندارد از عناوين مذکور براي مخاطب قرار دادن ديگران استفاده کند.
اعتماد: در شرايطي که صحت مدرک دکتراي علي کردان وزير تازه منصوب شده کشور هنوز به تاييد رسمي نرسيده است، دولت طي بخشنامه يي به کار بردن عناوين «دکتر»، «مهندس» و ساير القاب مشابه را در نامه هاي دولتي ممنوع اعلام کرد تا حمايت خود از وزيرش را علني تر از گذشته مطرح کند. يک روز پس از آنکه محمود احمدي نژاد به وزير علوم ماموريت داد مدارک تحصيلي مديران در 13 سال گذشته را موشکافي کند يکي از نزديکان دولت از تنظيم بخشنامه يي خبر داد که با ابلاغ آن ديگر در هيچ نامه رسمي عنوان تحصيلي افراد ذکر نخواهد شد. اين بخشنامه نه تنها ذکر اين عناوين را در نامه هاي رسمي غيرمجاز اعلام کرد که در بند ديگرش تاکيد دارد؛ در گفت وگوهاي روزمره ادارات دولتي نيز ديگر کسي حق ندارد از عناوين مذکور براي مخاطب قرار دادن ديگران استفاده کند. بخشنامه يي که بيش از هر چيز ورود احمدي نژاد به مناقشه بر سر مدرک تحصيلي کردان را پررنگ تر مي کند تا رئيس جمهور اين پيام روشن را به منتقدان ارسال کند که نه تنها علاقه يي به از دست دادن وزير کنوني کشور ندارد بلکه در اين راستا به هيچ وجه کوتاه نخواهد آمد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم شهریور 1387ساعت 9:56 توسط سيد حجت |
|
|
در حالي که خبرها از اوج گرفتن بدرفتاري عمال عربستان سعودي با زائران ايراني خانه خدا حکايت دارد، تعدادي از حجاج به خبرنگار «تابناک» گفتند که پليس عربستان «مسعود احمدي» مدير راديو جوان را هم در مقابل ديدگان همکاروانيان و خانوادهاش بازداشت کرده است. آنان که نخواستند نامشان فاش شود، افزودند: هنگامي که مشغول زيارت بقيع بوديم، يکي از پليسهاي حاضر در محل ضمن بدرفتاري با بانوان همراه کاروان، به شيعيان توهين کرده و آنان را جمعي فاسد و گمراه خطاب کرد که اين اهانت آشکار مامور سعودي با واکنش مسعود احمدي مدير راديو جوان روبهرو شد. شاهدان عيني افزودند: احمدي در پاسخ به اين پليس سعودي گفته است، شيعيان نيز از مسلمانان هستند. ولي فساد رفتار شيعه نيست؛ بلکه فساد، سرسپردگي به آمريکا و وابستگي به آنان و تفرقه بين کشورهاي اسلامي است. اين گزارش ميافزايد: سخنان مدير راديو جوان واکنش عصبي و خشم ناشي از درماندگي پليس عربستان را به همراه داشت که منجر به بازداشت او شد. يکي از حجاج اين کاروان که براي پيگيري موضوع به (محکمه) دادگاه محلي مدينه مراجعه کرده است، ميگويد: عمال سعودي اين حاجي ايراني را تا ساعت 3 بعد از نيمه شب مورد بازجويي قرار داده و تلاش کردند ضمن متهم کردن او به اقدام عليه امنيت آن کشور، پرونده تشکيل شده را به مراجع قضايي بالاتر بفرستند که ارائه پاسخهاي تنشزدا و تاکيد بر لزوم حفظ وحدت مسلمانان از سوي احمدي، مانع اين کار شد و سرانجام پس از 3 ساعت بازداشت، اين تبعه ايراني آزاد شده است. با اين حال، بسياري از اعضاي کاروانهاي ايراني پس از بازگشت از خانه خدا از نحوه برخورد ماموران عربستان با آنان و بويژه بانوان گلهمند هستند. چندي پيش نيز حجتالاسلام ري شهري، نماينده ولي فقيه و سرپرست حجاج ايراني از عملکرد ناشايست ميزبانان حجاج بيت الله الحرام به شدت انتقاد کرده و خواستار اصلاح اين رفتار شده بود. خبرنگار «تابناک» در پايان ميافزايد: مسعود احمدي مدير راديو جوان به همراه خانواده خود به ايران بازگشته و هم اکنون مشغول به کار است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 11:3 توسط سيد حجت |
|
|
آسوشيتدپرس: بازديد اين هفته صدر از مناطق عراق و سكونت درقم
به گزارش سرويس بينالملل «تابناك» به نقل از اين خبرگزاري، يكي از نزديكان صدر در پي اين اظهارات، چيزي درباره اينكه مقتدي صدر تا چه مدتي در ايران خواهد ماند، نگفت، اما تأكيد كرد كه توقع حضور صدر در ايران به مدت پنج سال يا بيشتر كاملا معقولانه به نظر ميرسد. «آسوشيتدپرس» همچنين نوشت: هنگام آن رسيده كه صدر به همه انتظارات پاسخ دهد و به عنوان يك مرجع تقليد، به ديگر رهبران شيعه بپيوندد و به عنوان عضوي از منابع بزرگ مذهبي شيعه قلمداد شود. اين خبرگزاري آمريكايي ادامه داد: در مارس گذشته، صدر اذعان داشت قصد دارد براي تحصيلات حوزوي خود به قم، يكي از شهرهاي مقدس ايرانيان، سفر كند. اين خبرگزاري افزود: ماه گذشته صدر تأكيد كرده بود كه در صورت عدم خروج نيروهاي نظامي آمريكا، نيروهاي نظامي خود را براي حمله به سربازان آمريكايي سازماندهي خواهد كرد. «آسوشيتدپرس» نوشت: مقتدي صدر ميخواهد تا سال 2010 يك آيتالله شود. تصميم صدر مبني بر ماندن در قم، حركتي است كه اين روحاني شيعه عراقي براي كنترل جريان مقاوت شيعه در عراق، در پيش گرفته است. «ولي نصر»، منتقد و تحليلگر آمريكايي در مسائل شيعه در اين زمينه گفته است: صدر ميهمان ايرانيهايي خواهد بود كه او را تا زماني كه كنترل كامل و راحت «جيشالمهدي» در عراق را به دست آورد، تحت تسلط و كنترل خود دارند. اما فرد نزديك به صدر گفت: ماندن در ايران، صرفا به مقتدي صدر اجازه ميدهد تحصيلات حوزوي خود را ماوراي آنچه وي براي آيتالله شدن نياز دارد، تكميل كنند. اين در حالي است كه صدر ميخواهد تا سال 2010 به اين هدف برسد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 11:51 توسط سيد حجت |
|
|
هر كه كرامت و بزرگوارى نفس داشته باشد، دنيا را پَست انگارد. امام سجاد (ع) مردی می آيد که دستانش بوی کرامت، پيشانی اش بوی بندگی و گام هايش، ندای ايستادگی سر می دهد.بهار به حيرت می ايستد، باد سجده می کند و خورشيد، شکرانه می دهد. ۵شعبان خجسته میلاد سید ساجدین و زینت عابدان و سر حلقه عارفان، حضرت امام زین العابدین (ع) فرخنده باد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 8:25 توسط سيد حجت |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 7:32 توسط سيد حجت |
|
|
نبايد اين واقعيت را از نظر دور داشت که اين رشته پيش از آنکه توسط برخي به عنوان ورزش مطرح شود، در اکسپارتيها و پارکها براي رقص مختلط دختر و پسرها مورد استفاده قرار ميگرفته و همچنان نيز قرار ميگيرد و اين مسأله يادآور قالب ضد فرهنگي اين حرکات است.
با غفلت برخي مسئولان، نوعي از رقص كه بيشتر مربوط به استفادهكنندگان از قرصهاي شاديآور و توهمزاست، در قالب ورزش ترويج ميشود.
پرسش اينجاست كه آيا اگر اقدامات گروهي كه به جاي تحرك و نشاط و ورزش به مصرف قرصهاي توهمزا و سپس عجيب و غريب ميپردازند، نام ورزشي نشاطآور دهيم و از لفظ ايروبيك يا dance براي آن استفاده كنيم؟ متأسفانه، در سالهاي اخير، بسياري از كشورهاي اسلامي، خواسته يا ناخواسته، درگير رشتههايي شدند كه ظاهراً ورزشي است، اما نه ويژگيهاي يك ورزش را به صورت نظاممند دارند و نه در سطوح بينالمللي ورزشي همچون المپيك و بازيهاي قارهاي از جايگاه خاصي برخوردارند. بايد ديد رئيس دستگاه ورزش دولت نهم و رئيس مرکز توسعه ورزش همگاني و تفريحي در برابر اين سهلانگاري که منجر به گسترش قابل توجه اين حرکتها با نام ورزش در باشگاهها شده، چگونه برخورد کرده و پاسخگو خواهند بود و آيا اصولاً برخورد جدي با آموزش تكنو در پوشش ورزش انجام خواهند داد، يا اين فعاليتها به رسميت شناخته خواهد شد؟! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 7:19 توسط سيد حجت |
|
|
گزارش تصويري: موبايل زدگي
نويسنده وبلاگ «فرياد بيصدا» در مطلبي نوشته است:
تصور کنيد داخل بزرگراه در حال رانندگي هستيد که يک باره تصادف وحشتناکي پيش چشم شما رخ ميدهد. اولين کاري که ميکنيد، چيست؟ خوب مسلم است كه سريع موبايلتان را درميآوريد تا چه کار کنيد؟ زنگ بزنيد براي کمک؟ نه! که سريع چند تا عکس توپ و دست اول از صحنه بگيريد! شما هم حتماً تا حالا با اين گونه صحنهها برخورد کردهايد که به محض اينکه اتفاقي ميافتد، همه گوشيهايشان را در آورده و شروع به عکسبرداري و فيلمبرداري ميکنند.
عکسها را خودتان ببينيد و قضاوت کنيد.
مراسم خاکسپاري خسرو شکيبايي
مراسم خاکسپاري خسرو شکيبايي
يک کنسرت موسيقي
حضور احمدي نژاد در جمع مردم خانيآباد (همين چند روز پيش).
خوب اگه برگرده و تو و پيکان را با مشت يکي کنه، تقصير نداره! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 7:52 توسط سيد حجت |
|
|
عقل گفتا بنوش تشنه لبي عشق گفتا مگر كه بي ادبي
چشمها از هیبت چشمم به پیچ و تاب بود محو چشمم چشم ها و چشم من بر آب بود چشم گفتم چشم دادم چشم پوشیدم ز آب من سراپا چشم و چشمم جانب ارباب بود
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 7:26 توسط سيد حجت |
|
|
سلام بر تو ای نزدیک ترین نام به خدا! سلام بر تو ای سفینه عشق! مدینه را شور حضور تو پر کرده است. شمیم لبخند پنجره ها! فضا را عطرآگین نموده و آسمان، خیره به نورافشانی مُنزل وحی، نام زیبای تو را زمزمه می کند و زمین چه سعادتمند، گهواره حضور تو پیدا شده است. ای رهبر عاشقان و دلدادگان، ای حسین (ع) میلادت گرامی و پاینده باد.
سوم شعبان، ولادت فرخنده مهتر جوانان بهشت و آموزگار شهادت،
حضرت حسین بن علی علیه السلام مبارک و خجسته باد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 7:45 توسط سيد حجت |
|
|
ثبت نام اینترنتی برای ختم قرآن كریم
ثبت نام اینترنتی هشتمین دوره طرح هزاران ختم قرآن كریم به نیت صحت و سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان (عج ) در نیمه اول ماه شعبان المعظم برگزار می شود. رادیو قرآن همچون سال های گذشته در نیمه شعبان امسال نیز با اجرای طرح بزرگ قرآنی ختم قرآن كریم به نیت صحت سلامت و تعجیل در فرج حضرت بقیه الله الاعظم (عج) سعی دارد با عنایت الهی نقش موثری در احیا و ترویج این سنت اسلامی ایفا كند. در این طرح شركت كنندگان حداقل متعهد به تلاوت یك جزء قرآن كریم با نیت تعجیل در ظهور امام عصر خواهند شد به صورتی كه پایان تلاوت هر شخص در روز نیمه شعبان( ترجیحا مغرب آن روز) صورت پذیرد. علا قه مندان به شركت در این طرح به نشانی www.radioquran.ir مراجعه كنند. در روایات اسلامی برای ختم قرآن كریم بركات بسیاری از جمله اجابت قطعی یك دعا برای ختم كننده قرآن برشمرده و همچنین در احادیث بسیاری بالا ترین دعاها و عبادت ها انتظار فرج خوانده شده است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 7:43 توسط سيد حجت |
|
|
پس از اينكه در دو سال اخير، جار و جنجالهاي تبليغاتي نيروهاي استكباري به ويژه آمريكا در رابطه با منطقه پانصد كيلومتر مربعي غرب سودان (دارفور) به اوج خود رسيد، بسياري از رهبران كشورهاي اروپا كه در صحنه بينالمللي، دستشان تا مرفق به خون زنان و كودكان بيگناه افغاني و عراقي آلوده است، دم از انساندوستي و رعايت حقوق آنان زدند و حكومت سودان را به نسلكشي و ارتكاب جنايات بشري متهم ساختند و اكنون نيز با مطرح كردن دادخواست دادگاه بينالمللي لاهه پيرامون بازداشت رئيسجمهور سودان به دليل اتهامات نامبرده، تبليغات گستردهاي عليه اين كشور مسلمان به راه انداختند كه همچنان ادامه دارد و مشخص نيست نتيجه آن چه خواهد بود!
البشير در اول ژانويه سال 1944 ميلادي در شهر «حوش بانقا»، از توابع فرمانداري «شندي» كه در 180 كيلومتري شمال خارطوم، پايتخت سودان واقع است، به دنيا آمد و در همان شهر، مرحله ابتدايي را گذراند و سپس به همراه خانوادهاش به شهر خارطوم منتقل شد. پدرش كه از قبيله «البديريه» بود، در شركت كافوري نزديك پل بين دو شهر خارطوم و بحري كار ميكرد و مادرش از قبيله «الجعليين» كه از اشراف سادات سودان به شمار ميآيند، است. بنا بر گفته يكي از نزديكان البشير، وي فردي ورزشكار است و هفتهاي سه روز ورزش ميكند و طرفدار تيم فوتبال الهلال سودان «آبي پوشان پايتخت» و اهل شوخي و مزاح است. چاي و قهوه نميخورد و غذاي سوداني دوست دارد و تنها به موسيقي سنتي سودان معروف به «حقيبه» گوش ميدهد. البشير با آنكه فرزند دوم خانواده بود، اما از همان دوران نوجواني و از زماني كه دانشآموز بود، مجبور به كار كردن بود تا كمك خرج خانواده پر جمعيت يازده نفري خود شود و كارهاي متعددي انجام ميداد؛ از جمله كارگر بنا كه يك روز از پلكان بنايي به زمين افتاد و دندانش شكست. وي در دهه هفتاد قرن گذشته با دختر پسر عمويش «فاطمه خالد» ازدواج كرد، اما از وي صاحب فرزندي نشد و سرانجام پس از 35 سال، بار ديگر در سال 2005 با «وداد بابكر»، بيوه سرهنگ مرحوم ابراهيم شمس الدين وزير مشاور سابق وزارت دفاع سودان كه در حادثه سقوط هواپيماي نظامي در جنوب سودان كشته شد، ازدواج كرد و بنا بر گفته روزنامهنگار معروف سوداني و يكي از نزديكان البشير، اين ازدواج در واقع وفاداري بشير به دوست قديمي خود «ابراهيم شمس الدين» و پنج فرزندش است. بشير مرحله متوسطه را در مدرسه خارطوم گذراند و پس از گرفتن مدرك ديپلم به دانشگاه علوم پروازي راه يافت تا در ارتش سودان خلبان شود، اما تحصيل در اين دانشكده را نيمهكاره رها كرد و به عنوان افسر پرش با چتر نجات از دانشكده جنگ اين كشور ـ نوبتع 18 ـ فارغالتحصيل شد. اين در حالي است كه دانشآموختگان اين دوره، همان كساني بودند كه در كودتاي عليه حكومت صادق المهدي در سال 1989 ميلادي شركت كردند. وي پيش از كودتا، فرمانده منطقه نظامي در غرب شهر «نويره» بود و در آن هنگام جنگ به شدت بين نيروهاي دولت مركزي و جنگجويان جبهه مردمي آزاديبخش سودان به رهبري «جان گرانگ» ادامه داشت كه بشير در آن زمان، پيروزيهاي چشمگيري به دست آورده بود. البشير از نظر گرايشهاي اسلامي از همان دوران جواني، با جماعت اخوان المسلمين همكاري ميكرد و هنگام ورود به ارتش از آنها جدا شد تا هنگامي كه زمان كودتا فرا رسيد و دوباره به آنها پيوست. نفر اول اين جماعت، مرحوم «محمد المرضي جباره»، نخستين وزير برنامهريزي اقتصادي حكومت كودتا و پس از او، «مختار محمدين» و نفر سوم سرهنگ «عثمان احمد الحسن» بودند كه نفر آخر قرار بود رهبري كوتا را به عهده گيرد ولي با ترديد سرهنگ عثمان، رهبري كودتا به عهده عمر البشير گذاشته شد. البته بسياري از تحليلگران بر اين باورند كه اين كودتا توسط عوامل جبهه اسلامي ملي سودان به رهبري دكتر «حسن عبدالله الترابي» صورت گرفت و دليل اين ادعا، سخن شخص ترابي در شب جدايي بين ترابي و بشير در سال 2000 ميلادي كه ترابي به بشير گفت: «تو به قصر رياستجمهوري برو و من به عنوان زنداني به زندان ميروم» تا اين كه هيچ نشاني از دخالت اين جبهه با نيروهاي كودتاچي به جا نماند. البته يكي از عواملي كه به البشير و يارانش انگيزه فراواني داد تا كودتا كنند، وضعيت بسيار اسفبار ارتش سودان در جنگ جنوب بود در آن زمان سربازان سوداني مجبور شدند براي سد جوع، گربهها را شكار كنند و بخورند زيرا از مركز پشتيباني نميشدند. همكاري بشير و ترابي يازده سال طول كشيد كه در اين مدت بشير در نقش رئيسجمهور بود و ترابي نقشهاي گوناگوني بازي كرد (زنداني، رهبر اسلامي مردمي، رئيس مجلس ملي) ولي پس از اين مدت كه براي هردوي آنها بسيار سخت و ناگوار بود، به دليل توافق نداشتن بر كيفيت اداره كشور و چگونگي ايجاد ارتباط سياسي با ديگر كشورهاي همسايه از همديگر جدا شدند و بار ديگر، ترابي به زندان رفت و بشير در قصر رياست جمهوري ماند. دكتر صادق بخيت الفقيه، همكلاسي مرحوم دكتر محسن نوربخش در آمريكا و مشاور سابق رسانهاي بشير در باره ايشان ميگويد: بشير در برخورد با اطرافيان خود، بسياري از مرزها را ميشكست، به گونهاي كه برخورد انسانياش با وزير و سرايدار و نگهبان همسان بود (البته اين سخن شايد اشارهاي به برخورد بسيار متفاوت دكتر ترابي با اطرافيانش كه معمولا متكبرانه و آمرانه بود، باشد و به همين دليل، بسياري از از انقلابيون جوان كه ابتدا با ترابي بودند، به دليل همين برخورد از او جدا شدند و ادامه راه انقلابي خود را را با بشير ادامه دادند). دكتر صادق ميافزايد: بشير در نشستهاي هيأت دولت همچون رئيس برخورد نميكرد، بلكه ديگران حس ميكردند كه او با آنها مشورت ميكند. سرتيپ هادي بشري درباره بشير ميگويد: بشير هنگامي كه دستورهاي كلي به اطرافيان خود ميداد، ديگر در جزييات دخالت نميكرد و با اين كار، به آنها اعتماد به نفس و قدرت ابتكار در كارها را ميداد. به هر حال، بشير در سالهاي طولاني حكومتش، نتايج بسيار خوبي به دست آورد كه مهمترين آنها بستن قرارداد صلح با «جان گرانگ» براي پايان دادن به جنگ جنوب و پايان عمليات اكتشاف و استخراج نفت و راهاندازي پالايشگاه بود كه نتيجه آن، رشد 11درصد در اقتصاد اين كشور (بنا بر گزارشهاي صندوق جهاني پول) شد. اما اين رشد و توسعه اقتصادي، مشكلاتي نيز به همراه داشت كه نمونه بارز آن آغاز درگيريهاي «دارفور» بود كه اگر اين درگيريها به صورت مناسب و مشروع حل نشود، ميتواند حكومت بشير را تهديد كند؛ هرچند اين حكومت از پشتيباني مردمي قوي برخوردار است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 7:42 توسط سيد حجت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
با نظرهای خودتون در بهتر شدن این وبلاگ منو کمک کنید
یا علی |
| آرشیو موضوعی |
|
درس و دانشگاه مذهبي كامپيوتر و IT طنز اخبار متفرقه آموزشي فيزيك اوپتيك (به درخواست آقاي حسين بهمدي) بيرجند شهر مردمان با صفا و با مروت |
|
RSS
|